الشيخ المنتظري

619

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

كار او را هم يكسره كنند جرير بن عبدالله بجلى را كه زمان عثمان حاكم همدان بود و بعد از عثمان هم حضرت على ( عليه السلام ) را به عنوان خليفه مسلمين معرّفى كرده بود ، با يك نامه به طرف معاويه فرستاد . البتّه جرير آن موقع به كوفه رفته بود و وقتى فهميد حضرت اميرالمؤمنين قصد دارند نامه اى به معاويه بنويسند و با او اتمام حجّت كنند ، خودش پيشنهاد كرد كه چون من با معاويه دوست هستم نامه را من مى برم ، حضرت هم در عين حال كه مالك اشتر مخالفت كرده بود و مى گفت اين جرير خودش هم كمى تمايل به عثمان و معاويه دارد بنابراين صلاح نيست نامه را جرير ببرد ، ولى باز هم على ( عليه السلام ) نامه را توسط جرير فرستادند . جرير به شام رفته بود ولى اصحاب حضرت على اصرار داشتند كه تا معاويه جان نگرفته بايد حمله را شروع كنيم ، حضرت على ( عليه السلام ) هم فرمود : آخر من جرير را فرستاده ام و هنوز خبر جرير به ما نرسيده ، و اگر بخواهيم جنگ را شروع كنيم در حقيقت محاصره شام است ، ما بايد به مردم فرصت بدهيم ، چه بسا مردم شام مردّد هستند كه معاويه را بپذيرند يا نه ، و خلاصه بر اثر اصرارى كه اصحاب آن حضرت روى جنگ با معاويه داشتند حضرت اين خطبه را ايراد كرده و مى فرمايند : مخالفت امام با درگيرى شتاب زده « اِنَّ اسْتِعْدَادِى لِحَرْبِ اَهْلِ الشَّامِ وَجَرِيرٌ عِنْدَهُمْ اِغْلاَقٌ لِلشَّامِ ، وَصَرْفٌ لِأَهْلِهِ عَنْ خَيْر اِنْ اَرَادُوهُ » ( آماده شدنم براى جنگ با مردم شام در حالى كه جرير در بين آنهاست بستن در است به روى آنها ، و باعث روگرداندن آنهاست از خوبى اگر اراده كرده باشند . ) « استعداد » از مادّه « عدّ » به معناى مهيّا شدن است ; « اغلاق » به معناى بستن در است . جمله « و جرير عندهم » حاليّه است ، يعنى و حال آن كه جرير نزد آنهاست ;